تبلیغات
شیطنت های الوچه بانو:) - امروزواره
شیطنت های الوچه بانو:)
درباره وبلاگ


سلام
من الوچه بانوام همسر ااقای تربچه
ما یکسال و نیمه نامزدی
و ایشاالله شهریور عروسیمونه
اینجا تمام پستا شاده
پستهای ناراحتی رمز داره ک فقط به رفیقای قدیمی داده میشه:)
خوش اومدی
لبخند یادتون نره:)
مدیر وبلاگ : Aloche Banoo



نویسندگان
Aloche Banoo (45)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
شنبه 25 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
سلوووم 
خلق کلمه رو داشتید!!!(عنوان)
بلاخره دانشجوی ادبیاتیم دیگه چ کنیم!!
امروز کلا روز پر مشغله ای بود 
صبح پاشدم البته اگه ساعت دوازده جزو صیح به حساب میاد
اول برنامه دورهمی دیدم
چیه؟؟؟؟؟ اونجوری نگاه نکنید اینم واسه خودش به نوعی مفیده
بعدش اها اینو بگم داشنگاه داشتم نرفتم چون امکان میدادم وضعیتم ناجورشه! 
نشستم کتاب کنفرانس دوشنبم و خوندم 
مامانمم باهام قهر بود حرف نمیزد
اخه دیشب که ما دیر اومده بودیم داداش دیوثم همه رو انداخته بود کردن من
دوشنبه کتاب دیروز امروز شرق غرب مولانا و باید کنفرانس بدم
خیلییییی کتاب جالبیه 
خلاصه یکم خوندم و بعد اومده برم حوم تعمیر کار پکیج اومد 
رفتم تو اتاق ی نگاه اینجوری=>       به اتاقم کردم
و همشو ریختم بیرون که داداشم صدام کرد برو حموم و اتاق ب همون حالت موند
رفتم حموم اومدم وضعیت ناجور شد
اتاقمم به همون وضعیت 
مامانم صدام کرد بیا چهارتا تخم مرغ بشکن برا شام
 گفتم ده دقیقه فرصت بده میام
و تو ده دقیقه تمام اتاقم و جمع کردم
بسیییار جذاب شده الان 
جدی میگم خیلی تمییز شد
بعدش باز دورهمی دیدم کار مفید 
الانم اومدم ادامه ی کتاب و بخونم ک فردا برم دانشگاه پاور پینت درست کنم از خلاصه هام
*******************************
تو وبایی دعواهایی رو خوندم 
پیامایی دادم ک فهمیدم چقدر ادمایی پشت سرم الکی حرف زدن
اونجا به خودم گفتم هیچ گناهی پیش خدا بدتر از بردن ابروی مومن نیست
خدا عاقبت هممونو.بخیر کنه
********************************
خانوم چی؟؟؟؟
رمزتو بذار برام اینجا لطفا 
این جمله تحکم خاصی توش بودااا!
از تربچم ک از صبح زیاد خبر نداشتم این هفته خیلی درگیره بچه اصلا نیست
بعد هی میزنگه میگه:سلام خوبی؟
_مرسی ممنون
+خوب باشه کار نداری؟
-
یعنی اخر نفهمیدم این چ نوع مکالمست
خلاصه اینجوری پدرمم ک هنوز مسابقاته و خونه نیست
بسه دیگه خسته شدم
شبتون گل گلی بابای






نوع مطلب :
برچسب ها :