تبلیغات
شیطنت های الوچه بانو:) - روزهای نزدیک به زندگی...
شیطنت های الوچه بانو:)
درباره وبلاگ


سلام
من الوچه بانوام همسر ااقای تربچه
ما یکسال و نیمه نامزدی
و ایشاالله شهریور عروسیمونه
اینجا تمام پستا شاده
پستهای ناراحتی رمز داره ک فقط به رفیقای قدیمی داده میشه:)
خوش اومدی
لبخند یادتون نره:)
مدیر وبلاگ : Aloche Banoo



نویسندگان
Aloche Banoo (45)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
سه شنبه 5 مرداد 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
محترمانه سلام عرض شد
عاقا خوب ادم انقدر خسته میشه حال نداره بیاد بنویسه دیگه
خوشم میاد همیشه هم بهونه دارمااااا
داداشم برای کمرش رفت تهران بعد سونو برای تشخیص بچش
نه ببخشید تشخیص دیسک کمرش  دکتر گفت ک دیسک خفیف و با شنا و فیزیوتراپی حل میشه  با تشکر از سما و هلنای مهربونم ک منو تو دادن نذر کمک کردن عاشقتونم
عاجزانه خواهشمندم دعا کنید زودتر تا اواسط مرداد خوب شه
امروز پنج مرداده من همش فک.میکنم تولد یکی هست
ای بدبختی
عاقا دیروز تربچه یهو زنگ زد داشتیم میحرفیدیم
گفت انگار داری با نوگرت با صد پشت غریبه حرف میزنه چته!
من:
+چیه چرا حرف نمیزنی؟؟؟؟؟
من:
+اصلا کاری نداری؟
باز هم من:
+خدافظ
قطع کرد دوباره زنگ زد 
خداحافظیم که بلد نیستی!
من:   من خدافظی کردم
+اره من نمیشنوم
باور کنین هنگ کرده بودم اخه اصلا چیزی نشد یهو قاطی کرده بود به قول الهه میگفت اقاهاش اومدن!
یکم دیرتر اس داد ک ببخشید اعصابم خورد بود با داداشم دعوام شده بود و اینا!
تو مغازه بودیم بعد من صبح رفته بودم یه دختره اومده بود لباس مانکن و میخواست!
من بلد نبودم درش بیارم جونم در اومد همه پیچاشو باز کردم
غروب ک رفتم مغازه مرتضی منو دید این شکلی شد:
من: چیه خوب؟؟
+خوووب خنگ این کشوووویییهههه!!!    ترو خدا بذار ب علی بگم!
بگو خوب! 
زنگ زد به علی!
اره علی اومدم دیدم الوچه فقط پیچای سقفو گذاشته یمونه. همه ی پیچای مغازه رو باز کرده بود! 
من:
علی:
مرتضی:
بعد اومدم بیام بهش میگم این لگه اونی نیست ک من فروختم 
میگه همونه میگم نیست 
میگه هست 
اخر الهه گفت نیست! 
منم کلی واسه مرتضی شکلک در اوردم
مرتضی:
برا الهه ی عروسک خوشمل خریدم خیلییییی دوسش دارم (الهه رو
همه ی الهه ها خوبن!  چرا؟
مامانم و به زور دارم میبرم وزنه!
اصلا ی وضعی!
تمام بدنش گرفته ولی خیلی خوشتیپ میشه مطمینم 
خودمم ک سخت مشغول تمرین
دیشب نشستیم برا بابا سلکن طبقه وسطو گذاشتم دید 
این پیامای صبحمون: این
اینم پیام همسر که خیلی بهم چسبید: این  
اینم مدلی ک براخونم انتخاب کردم: این
وااای راستیی ی داستین کوچووووو خریدیییییم وای من عاشقششششششم ببینینش: داستین
همینا دیگه من رفتم 
جینگیلی مینگی قناری





نوع مطلب :
برچسب ها :


نمایش نظرات 1 تا 30