تبلیغات
شیطنت های الوچه بانو:) - ورزشکااارااان دلااوراان:))
شیطنت های الوچه بانو:)
درباره وبلاگ


سلام
من الوچه بانوام همسر ااقای تربچه
ما یکسال و نیمه نامزدی
و ایشاالله شهریور عروسیمونه
اینجا تمام پستا شاده
پستهای ناراحتی رمز داره ک فقط به رفیقای قدیمی داده میشه:)
خوش اومدی
لبخند یادتون نره:)
مدیر وبلاگ : Aloche Banoo



نویسندگان
Aloche Banoo (45)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
شنبه 26 تیر 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
این روزا سخت مشغول تمرین کردنم
شنبه دوشنیه  چهارشنبه وزنه
یکشنبه پنجشنبه سه شنبه باشگاه والیبال
یکشنبه سه شنبه هوازیم کار میکنم
راستش الان بیشتر از همیشه ب ورزش احتیاج دارم چون ذهنم و ازاد میکنه
پنجشنبه رفتم باشگاه سر بازی وضعیتم بهم ریخت
حالا درد نگو کی درد بگو ترکیدم 
از اونجا رفتم مغازه شبش قرار بود با پرمیس و الهه شام بریم بیرون
ک تا رفتیم مامان زنگ زد ما شب خونه نیستیم تو ی جا بمون
من
رستورانش خیلی باحال بود بالا پشت بوم بود خیلی هم کیف میداد
شام مهمون من بودن برا عقدم بود
حالافک  کنین من هیجی همراهم نبود نه وسیله ای نه قرصی هیچی 
مرتضی منو دید گفت تو جته
من
ررفتیم خونه الهه اینا مامانش جغول بغول درست کرده بود باز گشنم شد
ی پرسم اونو خوردم 
البته موضوع اینه ک من پیتزا دوست ندارم در حد ی پر دو پر میخورم
خلاصه تا پنج صبح با الهه حرف زدیم
صبحم ساعت یازده رقتم خونه
این مدت فهمیدم رفاقت چیزی جز بی اعتمادی برام نمیاره 
عزیز ترین رفیقم دلم و شکسته و من دیگه اهمیت نمیدم
دو تا بز بابام برام اورده وای من عاشقشوووووونم 
تا مثو میبینن میدوین میان صدام میکننن خیلیییی خوووبن
تربچه هم خوبه این چند روز درگیر ساخت و ساز سالنشون بود 
با دوستش ک شریکشه مشکل پیدا کرده میخواد سریعتر بیاد از کار بیرون
بهش گفتم تا اخر مرداد بمونه ازش استفادشو کنه
شدیدا برای تربچه دعا کنید ک به قرار داد خوب ببنده
در راستای عروسی هم هیچکار خاصی نکردم
فقط لباسمو.صد در صد اوکی کردم
وام ازدواج هفته بعد میاد برام ایشالله 
خلاصه اینجووووووری 
پست رمزی گذاشتم هزار نفر ادم جدید پیدا شدن
ببخشید ک ب هبچکدوم رمز ندادم نمیشد
بدوام بیام پیش شما
جینگیلی مینگیلی قناری





نوع مطلب :
برچسب ها :