تبلیغات
شیطنت های الوچه بانو:) - یه روز عالییییی
شیطنت های الوچه بانو:)
درباره وبلاگ


سلام
من الوچه بانوام همسر ااقای تربچه
ما یکسال و نیمه نامزدی
و ایشاالله شهریور عروسیمونه
اینجا تمام پستا شاده
پستهای ناراحتی رمز داره ک فقط به رفیقای قدیمی داده میشه:)
خوش اومدی
لبخند یادتون نره:)
مدیر وبلاگ : Aloche Banoo



نویسندگان
Aloche Banoo (45)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
پنجشنبه 6 خرداد 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
سلووووووم 
امروز صبح توجه داشته باشید ک صبح!!!!! ساعت 12 پاشدم!
تا ساعت دو مبانی عرفان خودم کلا پنج صفحه تونستم بخونم 
بعدش یکم با تربچه خان دعوا کزدم و مجبور به عذر خواهی شدم متاسفانه
هی حرص منو در میاره منم وقتی کم میارم دعوا میگیرم خخخخ
حدودا پنج دقیقه دعوا کردیم بعدش گل گفتیم و گل شنیدیم
بعد از آن.    من ی چرتکی زدم
بیدار شدم رفتیم کنسرت 
وااااااای عالی بود دست همکلاسیم درد نکنه ک دعوتم کرد فوق العادهههه بودااا
استادامونم اومده بودن دوستم ماهکم بود 
یه ساعت بیشتر نبود کنسرت ولی واقعا موسیقی سنتی فوق العادست
داداشم اس داد شام تنهایی نرید منم میام باد کنسرت زنک بزن بهم
شکم دوست
کنسرت که تموم شد منتظر بهترییییین استاد دنیا موندیم
 اومد با بابا پونزده بار دست داد
گفت:همه ادبیاتیا اینجا جمعنا!!!!
من:
ماهک:
بعد خدافظی با ایشون دوییدیم سمت اون یکی استاد
اومد پیش مامانم گفت بهتون تبریک میگم بابت داشتن چنین دختری
مامانم: ما هم مدام تو خونمون صحبت شماست
یاد ایام امتحانا اقتادم وقتی سه تا درس این استادو ی نمره شدم چقدر صحبتش بود تو خونمون
بعد رفتیم شام فسفود بخوریم ب میل مامان ک جایی ک گفت بریم بسته بود کبابی زده بود
ب میل من کباب شد
اومدیم خونه اون استاد ک پونزده بار با بابام دست داد پیام داد:
ماشالله  بابا  هم جوون هستند هم خوش تیپ..چشم بد دور
وااای من به جا بابا ذوق مرگ شدم 
دوووورش بگردم بابامو تنش سلامت باشه الهی خوشتیپه من
الانم ک در خدمتونم باز حس نامزد بازی دارم دارم حرفای عشقولانه میزنم با تربچه
به قول مامان بزرگمم وسط پشتم درد میکنه
خلاصه اینجوری من رفتم
جینگیلی مینگیلی قناری





نوع مطلب :
برچسب ها :