تبلیغات
شیطنت های الوچه بانو:) - رنگاورنگ نوشت:)
شیطنت های الوچه بانو:)
درباره وبلاگ


سلام
من الوچه بانوام همسر ااقای تربچه
ما یکسال و نیمه نامزدی
و ایشاالله شهریور عروسیمونه
اینجا تمام پستا شاده
پستهای ناراحتی رمز داره ک فقط به رفیقای قدیمی داده میشه:)
خوش اومدی
لبخند یادتون نره:)
مدیر وبلاگ : Aloche Banoo



نویسندگان
Aloche Banoo (45)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
سه شنبه 4 خرداد 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
سلام علیک و.این حرفا
عاقا من امروز امتحان رو خوانی بوستان داشتم 
رفتم نفر اول داوطلب شدم در صورتی ک قبلش ی دورم نخونده بودم
البته همیشه سر کلاس کار روخوانی و من انجام میدادم
انقد تعداد زیاد بود هول شدم چند جا اشتباه خوندم
بعد کلاس رفتم پیش استاد گفتم :
خیلی بد بود استاد؟؟
نه خوب بود چون نمره کلاسیتو کامل داری
یعنی کم نشدم؟
نه تو امروز چرا انقدر خوشگل شدی؟
من:
با این حالت=>    صحنه رو ترک کردم
بعدش یکم وایستادیم با رفقا چرت و پرت گفتیم
اخرم رفتیم با دوستم دوتایی غذا زدیم بر بدن
بعد رفتم اداره بابام اول یکی از دوستای بابا اومد:
سلام دخترم خوبی؟ اقای داکاد خوبه؟ باید پاگشات کنیما ما!!! 
من:
چند دقیقه بعد نفر بعدی:
سلام دخترم خوبی چه خبر؟ ( هی انگشترم و نگاه میکرد اخه نمیدونست)خوب دخترم چیکارا میکنی درس میخونی؟
من که به زور خندم و نگه داشته بودم 
چند دقیقه بعد: 
سلاااام الوچه جان خوبی؟؟؟؟  من شرمندتم ک نشد بهت تبریک بگم ایشالله خوشبخت بشید
دقایقی بعد 
سلام خوبی شما؟ بابا انقد تعریف بازیتو میکنه دیگه نمیدونه دختر ماهم بازی میکنه( ایشون تربچه رویت کرده بود خیالش راحت بود)
حالا تصور کنید با هربار رفت و امد اینا من پا میشدم میشستم 
خدایی یویو گرفتم
خلاصه با بابا اومدیم خونه و ی چند ساعت بعد من رفتم وزنه 
بارون اومد ی عالمه یکم قدم زدم زیرش 
بعدم اومدم خونه در حال خوندن مبانی عرفان نظری بودم که تربچه زنگ زد:
+ چیکار میکنی؟ 
درس میخونم! خیلییی خوابم میااد خیلیی هم سخته!
+ چی میخونی؟؟
اختلاف تعابیر عارفان که گاه به واسطه اختلاف منازل و تجارب و ظرفیتهای وجودی ایشان بر حسب تظاهر به تقابل نیز می انجامد و ایشان را در نزد عده ای به تناقض گویی و صدور کلام من عندی و بی پایه جلوه گر میکند
+    کار نداری؟
من:
فک کنم هنوز بچم داره فک میکنه راجع بهش
خخخ خوب من برم دیگه
جینگیلی وینگیلی قناری





نوع مطلب :
برچسب ها :