تبلیغات
شیطنت های الوچه بانو:) - عیدانه
شیطنت های الوچه بانو:)
درباره وبلاگ


سلام
من الوچه بانوام همسر ااقای تربچه
ما یکسال و نیمه نامزدی
و ایشاالله شهریور عروسیمونه
اینجا تمام پستا شاده
پستهای ناراحتی رمز داره ک فقط به رفیقای قدیمی داده میشه:)
خوش اومدی
لبخند یادتون نره:)
مدیر وبلاگ : Aloche Banoo



نویسندگان
Aloche Banoo (45)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
یکشنبه 2 خرداد 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
دارم فک میکنم امروز چه اتفاق مهمی افتاد!!!!
عه چی مهم تر از اینکه امروز عید بوددددد
بعدن اینکه نیمه شعبان تولد قمری مامانمه!!! 
من تولد حضرت زینب
تربچه تولد امان حسین
خبر بد فردا امتحان روخوانی مثنوی دارم
امروز تحقیقم و تموم کردم رفتم با داداشم کاپ کیک خریدم برا تولد مامان 
با شمع و کادو یه روسری و ی مقنعه و ی کیف پول
لواشکمم همچنان داره تو افتاب خشک میشه تا درست شه عکس بذارم دل بسوزونم
امشب خانوادگی داشتیم حرف میزدیم یهو داداشم با بغض گفت:
اصلا هیچ چیزی تو دنیا برا من ارزشش از ذوقی ک تو چشمای الوچه وقتی فلان دوستش میاد پیشش نیست!! 
نمیتونم بگم چه حسی داشتم از این حرفش چقدر احساس خوشبختی کردم با این حرفش
تربچه هم ک از صبح یا پیش دوستاش بود یا خونه ابجیش 
الان پیام داده:
+سفر نامه صادق هدایت چیه؟
یعنی چی؟
+جدوله!
خوب صادق هدایت سفر نامه نداره همش داستانه اگه هم باشه اصفهان نصف جهانه!
+داره
نداره
+داره
ندارهههه زورگو
+داره اصفهان نصف جهان
من الان اینو بالا نگفتم؟
+چرا من ندیدم! 
بابام میگه تربچه فعلا تو مغازه شریک نشه ک تو ضررش نباشه
بعد ک رفتین سر زندگیتون شربک شه 
اگه خدا بخواد تا شهریور همه چی اوکی شه عالیه
توکلم به خودشه ک دستمونو بگیره
البته انرژی که سما و هلنا و الهه بهم میدن برای خوب بودن وصف نشدنیه
دعا فراموش نشه
جینگیلی مینگیلی قناری







نوع مطلب :
برچسب ها :