تبلیغات
شیطنت های الوچه بانو:)
شیطنت های الوچه بانو:)
درباره وبلاگ


سلام
من الوچه بانوام همسر ااقای تربچه
ما یکسال و نیمه نامزدی
و ایشاالله شهریور عروسیمونه
اینجا تمام پستا شاده
پستهای ناراحتی رمز داره ک فقط به رفیقای قدیمی داده میشه:)
خوش اومدی
لبخند یادتون نره:)
مدیر وبلاگ : Aloche Banoo



نویسندگان
Aloche Banoo (45)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
دوشنبه 3 آبان 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
سلام عزیزای دلم
منو ببخشید که انقد بی معرفت و کم پیدا شدم
راستش حوصله نوشتن ندارم
بیشترشم بخاطر اینه ک من از وقتی این وبو زدم دارم با گوشی پست میذارم و کار خیلی خیلی سختیه
چون لب تاپم چند تا از کلیداش در اومده توسط کاسکوی فروخته شدم:(
خبر خوب اینکه تربچه قرار داد بست همدان ممنونم از دعاهای قشنگتون عشقای من
راستش من دیگه نمیام وب شاید وقتی رفتم سر زندگیم اومدم باز شایذم زودتر 
و شاید برگشتم ب بلوگفا!
به هر حال تا وقتی قراره با گوشی پست بذارم نمیام:|
دوستووووووون دارم عزیزاااااای دلممممم:****
فعلا:)





نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 25 مهر 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
سلام دوستان
من دوستای صمیمیم و حذف نکردم پیوند وبلاگ و بزنید و خودتونو ببینید تو صفحه جدید!  
انقدر زود قضاوت نکنیم:)
برای مادر سمای مهربونم دعا کنید ❤





نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 19 مهر 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 16 مهر 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
سلام عزیزااااای دلم
من زنده ام
خخخخ
وااای بخدا انقد درگیرم نه تو هیچ گروهی نه پیامی به دوستی نه وبی مثل این داغونا
همش یا دارم تمرین میکنم یا دانشگام یا باشگاه یا دارم درش میخونم یا غذا درست میکنم
اقای تربچه حدودا چهاررده روز از همون تاریخی ک من نیومدم اومدن پیشمون موندن
خیلی خیلیییی خیلییییییی خوب بود یعنی عالییییی بودا
فک نمیکردم هیچوقت کنارش انقد خوش بگذره
خونمونو بتونه کاری و سمباته و رنگ و ایناشو همه رو انجام دادسم مونده برچسب کابینتا و کف
انشالله هفته بعدم میرم دنبال وسایل اشپزخونم 
ما چند روزی رفتیم رفتیم تهران 
برای تست والیبال اونجا منو با 180قد گفتن کوتاه و گفتن تجربه ی کافی نداری ک قبول دارم اما نه ازشون کم اوردم نه هیچی پا به پاشون بازی کزدم اما مربیه منو گذاشت پست سرعت که اصلا من تو این پست فلجم یکم گیج زدم 
حالا ب هر حال قسمت نبود 
تربچه این هفته تکلیف قرار دادش دیگه حتما مشخص میشه البته این هفته و هفته بعد 
دو سه تا تیم بهش پیشنهاد دادن توکل بخدا انشالله اوکی شه بهتون میگم چقدر و کجا!
خلاصه اینکه واقعا این چند روز فهمیدم چقدررررر شما رو دوست دارمممم 
چقدرررر دلم براتون تنگ شده 
و چقدررر شما با معرفتین دمتون گرم 
الانم دارم میرم لینک تکونی کنم و بعدم بیام ب دوستای گلم سر بزنم
از این بت بعد انشالله مینویسم
راستی یکشنبه هم تولدمه
دوستون دارم
جینگیلی مینگیلی قناری





نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 9 شهریور 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
سلام
الان ساعت هفت صبحه
باورم نمیشه ک این همت تو من وجود داشت ک ساعت شیش صبح پاشم برم بدوم و شکم فیله برم!
اما خوب می ارزه ب اینکه دیروز بابام بهم گفت بدنت عالی شده
عاقا دیروز رفته بودم وزنه ی حرکت هست ب اسم پارالل ی سرچ تو نت کنین ببینین چ حرکت وحشتناکیه
دو جلسه نمیتونستم بزنم دیروز اول شیش تا بعد هشت تا بعد ده تا زدم بعدم وایتادیم با مربیه کلی ذوق کردیم
اومدم برم وتحد دانشگاه بردارم بانک پولمو خورد حالا باید بمونم پوله برگرده خدا کنه بشه انتخاب واحد کنم دوباره
ممکنه این ترم از وسطاش مجبور شم حذف ترم کنما ولی بازم باید ثبت نامو بکنم 
حالا ک فعلا منتظریم بانک لعنتی پولمونو برگردونه
مادر شو زنگ زد ک عروس ته تغاریمو فلان و بسار البته بعد دو ماه! گفت ببخشید دوسال نیومدما شوهرم میگه عروس بیاد 
بنده هم فرمودم پدرم اذن نمیفرماید شما یکبار هم تشریف نیاوردید ب جز خواستگاری دوساللللله!!!  و ایشون تا گردن قانع شدن!
ی تیکه خواستم پز بدم دانشجو ادبیاتما!!!
هفته بعد احتمالا تربچه میاد دعا کنیییییییید مهاباد قرار داد ببنده بعدش میاد پیش من تا شروع تمرینا
راستیییببببیییی ب لطف خدا و سما و هلنای مهربووووووونم( نذر) داداش جونیم کمرش خوب شد و سوپر لیگ قرار داد بست
دست و جییییغ و هوووووراااااا
بله دیگه من برم بخوابم ک بعد ظهر تمرین دارم
جینگیلی مینگیلی قناری





نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 4 شهریور 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
یه متن خوندم نوشته بود اگه رنگ مورد علاقتون یکیه لزوما نیاز به ازدواج نیست میتونین با هم نقاشی بکشید! ازدواج دلایل محکم تری میخواد! 
من دلایل محکم تری دارم 
ما قلبامون یکی شد
ما هدفامون یکی شد
ما زندگیامون یکی شد 
ما یاد گرفتیم با هم باید واسه زندگی بجنگیم
ما ایمانمون یکی شد 
ما خدامون شبیه به همه
و هر دو معتفد بودیم چهار شهریور تولد امام رضا بهترین زمان واسه جشن نامزذیمون!
ما دلایل محکمی واسه ازدواج داشتیم! 
یکسال گذشت البته به تقویم نامزدی یک سال و به تقویم قبل تر دوسال ما بزرگ شدیم 
کنار هم از خیلی چیزا گذشتیم..... ما گذشتیم تا یاد بگیریم یه روزی میاد که فقط ما میمونیم!
تو این یک سال خیلیا کنارمون بودن
و.همه دوستام!  ازتون ممنونم!
امروز بعد یکسال میفهمم که تو محکم ترین دلیل ازدواج من بودی عشق من
سالگرد نامزدیمون مبارک





نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 2 شهریور 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
امروز یک ماه میشه که دوره وزنه میزنم
تمام شد 
الان بدنم کلا تغییر شکل داده 
و بسیار راضیم
حمید معصومی نژاد رووووووممممممم
خدمتتون عارضم ک دارم سخت جان میدم 
حالا بعد این دوره وزنه ک برداشتم و حق والیبال نداشتم نوبت کارای سخت تره
سه روز در هفته دو و هوازی و کوفت و زهر مار... 
شوخیدم واقعا عاشق هدفمم خیلی سخت دارم تلاش میکنم 
مهمه برسم بهشا اما اگه نرسمم مطمینم که تلاشم و کردم
راستی من اصلا اصلا ناراحت نیستم عروسیم عقب افتاد اتفاقا خوشحالم شدم
ناراحتیم بابت حرکات زشت ی سری ادم بود که الان دیگه برام مهم نیستن
چرا اصلا باید ناراحت باشم خونه ی بابام دارم خوش میگذرونم
اصلا تو فکرم ک شاید جا عروسی جشن دوستانه بگیرم
وای من الان انقد فکرم درگیره والیباله ک اصلا همه چی و فراموش کزدم
همه خریدامم سپردم دست مامان تا عید اوکی کنه
لباسمم متاسفانه مهرماه تحویل میده میترسم خراب شه ولی گفت دیگه وقت نداره داره میره مزونش تهران
خلاصه اینکه من به این روزا میخندم خدام کمکم میکنه
شمام یادتون باشه انقد انقد چیزای امیدوار کننده تو دنیا وجود داره ک حتی بزرگترین غما رو میشه باهاش تسکین داذ
داداشم به تربچه میگه ی چند روز دیگه نیای بعد بیای الوچه رو دیگه نمیشناسی 
انقد گولاخ(گنده) میشه
البته سر به سرش میذاره در اون حدم نیست
جینگییلی مینگیلی قناریو این حرفا





نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 1 شهریور 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
دماغم و عمل کنم باید برام نگهبان بذاری تو خیابون انقققققد که زیبا میشم
+دردت  خانمممم  تو که زیبایی عمرم میخوای عمل  کنی،؟
نه بابا اونی ک باید میپسندید پسندید میخوام چیکار 
+عمل کن خوب دوست داری خانمی.یعنی عمل کنی  مثل این  بازیگر  کره ای  خوشگلا میشی
وسوسم نکنقیافه ای که خدا بهم داده رو دوست دارم
+برو عمل کن  دختر  برووووو دماغتو عملی کن
اللن حالتو میگیرمیعنی تو منو این شکلی دوست نداری؟یعنی داری میگی زشتم؟ یعنی میخوای تغییر ایجاد کنی تو صورتی ک خودت پسندیدی؟یعنی دیگه دوسم نداری؟؟؟
+نه خوب دوست دارم خیلی هم دارم  عزیزم. گفتم  شبا که خروپف میکنی  راحت بخوابی. خوب تو  خوشگلی خانمی. تو هرچی  خوشگلتر بشی  که من بیشتر ضعف میکنم برات  دورت میگردم
دوس دارم همیشه فابریک باشم تو هم وادا ر کنم ک همینجوری همیشه بهم بگی خوشگل
+ای دردت  خانمی تو زندگی منی

#گور_بابای_غما_من_برگشتم❤





نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 24 مرداد 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
عروسیم کنسل شد 
افتاد برا بعد عید
و هیچی در قبال سوالاتون ندارم ک بگم
من روزای سختیو گذروندم این چند وقت
اما الان ناراحت نیستم توکلم ب خداست...
هرچی که اون بخواد همون میشه
زودی میام مثل سابق با ی عالمه انرژی❤





نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 17 مرداد 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
سلام بچه ها
ببخشید نگرانتون کردم
بابا عفونت غدد لنفاوی داره یعنی عصبانیت حرص و جوش استرس براش سمه
ک متاسفانه الان تو وضعیتی ک بابا قرار گرفته نبود اینا غیر طبیعیه!
حالم خوب نیست روحم خستس احتیاج ب کمی تنهایی دارم
با دوستامم دیگه حرف نمیزنم 
از درون حس میکنم زیادی غر غر کردم 
نمیدونم شاید ی مدت نباشم شایدم چند روز دیگه بیام 
اما علل الحساب میدونم ک دلم میخواد با خودم و خودم باشم...
ازتون میخوام برای قرار داد تربچه دعا کنید( ربطی ب حالم نداره برای شروع زندگیمون نیاز دازیم) همچنین قرار داد داداشم
مراقب خودتون باشبد دوستون دارم





نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 11 مرداد 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 5 مرداد 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
محترمانه سلام عرض شد
عاقا خوب ادم انقدر خسته میشه حال نداره بیاد بنویسه دیگه
خوشم میاد همیشه هم بهونه دارمااااا
داداشم برای کمرش رفت تهران بعد سونو برای تشخیص بچش
نه ببخشید تشخیص دیسک کمرش  دکتر گفت ک دیسک خفیف و با شنا و فیزیوتراپی حل میشه  با تشکر از سما و هلنای مهربونم ک منو تو دادن نذر کمک کردن عاشقتونم
عاجزانه خواهشمندم دعا کنید زودتر تا اواسط مرداد خوب شه
امروز پنج مرداده من همش فک.میکنم تولد یکی هست
ای بدبختی
عاقا دیروز تربچه یهو زنگ زد داشتیم میحرفیدیم
گفت انگار داری با نوگرت با صد پشت غریبه حرف میزنه چته!
من:
+چیه چرا حرف نمیزنی؟؟؟؟؟
من:
+اصلا کاری نداری؟
باز هم من:
+خدافظ
قطع کرد دوباره زنگ زد 
خداحافظیم که بلد نیستی!
من:   من خدافظی کردم
+اره من نمیشنوم
باور کنین هنگ کرده بودم اخه اصلا چیزی نشد یهو قاطی کرده بود به قول الهه میگفت اقاهاش اومدن!
یکم دیرتر اس داد ک ببخشید اعصابم خورد بود با داداشم دعوام شده بود و اینا!
تو مغازه بودیم بعد من صبح رفته بودم یه دختره اومده بود لباس مانکن و میخواست!
من بلد نبودم درش بیارم جونم در اومد همه پیچاشو باز کردم
غروب ک رفتم مغازه مرتضی منو دید این شکلی شد:
من: چیه خوب؟؟
+خوووب خنگ این کشوووویییهههه!!!    ترو خدا بذار ب علی بگم!
بگو خوب! 
زنگ زد به علی!
اره علی اومدم دیدم الوچه فقط پیچای سقفو گذاشته یمونه. همه ی پیچای مغازه رو باز کرده بود! 
من:
علی:
مرتضی:
بعد اومدم بیام بهش میگم این لگه اونی نیست ک من فروختم 
میگه همونه میگم نیست 
میگه هست 
اخر الهه گفت نیست! 
منم کلی واسه مرتضی شکلک در اوردم
مرتضی:
برا الهه ی عروسک خوشمل خریدم خیلییییی دوسش دارم (الهه رو
همه ی الهه ها خوبن!  چرا؟
مامانم و به زور دارم میبرم وزنه!
اصلا ی وضعی!
تمام بدنش گرفته ولی خیلی خوشتیپ میشه مطمینم 
خودمم ک سخت مشغول تمرین
دیشب نشستیم برا بابا سلکن طبقه وسطو گذاشتم دید 
این پیامای صبحمون: این
اینم پیام همسر که خیلی بهم چسبید: این  
اینم مدلی ک براخونم انتخاب کردم: این
وااای راستیی ی داستین کوچووووو خریدیییییم وای من عاشقششششششم ببینینش: داستین
همینا دیگه من رفتم 
جینگیلی مینگی قناری





نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 31 تیر 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
سلام
یه مرضی هم هست به اسم ننوشتن 
هی میخوای بیای بنویسی هی میگی حالا وقت هست بعد هی وقت هست وقت هست میبینی کلی اتفاق افتاده و هیچکدومو ننوشتی
دیروز فیلم ساکن طبقه وسط شهاب حسینی و دیدم جزو فیلمای مورد علاقه ی من بود
البته فک نکنم نود درصد مردم بپسندن چون عرفانیه موضوعش کاملا!
خیلی برام لذت بخش بود 
بعدش ی فیلم از گلشیفته دیدم ک ب قول دوستم اموزش بوسیدن بود از اول تا اخر فقط داشتن همو میبوسیدن اخرم نصفه ولش کردم انقدر چرت بود
خوشحالم از این روزای پر هدفم هر روز تمرینو بعدم مغازه با بچه ها خوش گذرونی 
مرتضی و الهه دوستای خوبین باهاشون خوش میگذره!
امیدوارم اونام زودتر از عقد موقت در بیان و عقد کنن چون اونا دو سال دوست بودن خیلی حس بدی داره این قضیه ک بازم نامزد بمونم همچنان
دیروز تربچه میگفت دوست دارم سریعتر بیام اونجا پیشتون 
خیلی کیف داد بهم حرفش 
بابام زمینشو فروخت برا خرید جهاز من 
خیلی ناراحتم بابت این موضوع ولی وقتی هیچکی نیست ک کمک کنه بابام کوههه پشت ما
اولای شهریورم قراره با تربچه و خانواده بریم مسافرت
راستی بچه ها تورو خدا دعا کنید واسه کمر داداشم خیلی اوضاعش بده
شنبه داره میره پیش دکتر تیم ملی خدا کنه درست شه
من دیگه برم جینگیلی مینگیلی قناری





نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 27 تیر 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
این روزا سخت مشغول تمرین کردنم
شنبه دوشنیه  چهارشنبه وزنه
یکشنبه پنجشنبه سه شنبه باشگاه والیبال
یکشنبه سه شنبه هوازیم کار میکنم
راستش الان بیشتر از همیشه ب ورزش احتیاج دارم چون ذهنم و ازاد میکنه
پنجشنبه رفتم باشگاه سر بازی وضعیتم بهم ریخت
حالا درد نگو کی درد بگو ترکیدم 
از اونجا رفتم مغازه شبش قرار بود با پرمیس و الهه شام بریم بیرون
ک تا رفتیم مامان زنگ زد ما شب خونه نیستیم تو ی جا بمون
من
رستورانش خیلی باحال بود بالا پشت بوم بود خیلی هم کیف میداد
شام مهمون من بودن برا عقدم بود
حالافک  کنین من هیجی همراهم نبود نه وسیله ای نه قرصی هیچی 
مرتضی منو دید گفت تو جته
من
ررفتیم خونه الهه اینا مامانش جغول بغول درست کرده بود باز گشنم شد
ی پرسم اونو خوردم 
البته موضوع اینه ک من پیتزا دوست ندارم در حد ی پر دو پر میخورم
خلاصه تا پنج صبح با الهه حرف زدیم
صبحم ساعت یازده رقتم خونه
این مدت فهمیدم رفاقت چیزی جز بی اعتمادی برام نمیاره 
عزیز ترین رفیقم دلم و شکسته و من دیگه اهمیت نمیدم
دو تا بز بابام برام اورده وای من عاشقشوووووونم 
تا مثو میبینن میدوین میان صدام میکننن خیلیییی خوووبن
تربچه هم خوبه این چند روز درگیر ساخت و ساز سالنشون بود 
با دوستش ک شریکشه مشکل پیدا کرده میخواد سریعتر بیاد از کار بیرون
بهش گفتم تا اخر مرداد بمونه ازش استفادشو کنه
شدیدا برای تربچه دعا کنید ک به قرار داد خوب ببنده
در راستای عروسی هم هیچکار خاصی نکردم
فقط لباسمو.صد در صد اوکی کردم
وام ازدواج هفته بعد میاد برام ایشالله 
خلاصه اینجووووووری 
پست رمزی گذاشتم هزار نفر ادم جدید پیدا شدن
ببخشید ک ب هبچکدوم رمز ندادم نمیشد
بدوام بیام پیش شما
جینگیلی مینگیلی قناری





نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 23 تیر 1395 :: نویسنده : Aloche Banoo
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3